رفتن به محتوا
دُنگت
دانلود
همهٔ مقاله‌ها

تقسیم هزینه‌های مشترک در تیم فوتسال یا گروه سرگرمی: اجارهٔ سالن، لباس تیم و صندوق گروه

چطور اجارهٔ سالن، سفارش دسته‌جمعی لباس و صندوق گروه را در تیم فوتسال یا جمع سرگرمی منصفانه تقسیم کنید: قانون غیبت، یک مثال حل‌شده و یک تسویه در ماه.

The Donget team 10 دقیقه مطالعه

سه‌شنبه، ساعت ۸ شب. آرش سالن را با کارت خودش رزرو می‌کند، همان‌طور که از اول فروردین هر هفته کرده. یازده نفر در گروه پیام‌رسان هستند، هشت نفر می‌آیند، یکی می‌پرسد «من چقدر به تو بدهکار شدم؟» و یکی دیگر هنوز پول پیراهن‌ها را نقد یک جایی برای پریا نگه داشته. صندوق گروه هم در دفترچه‌ای توی ساک ورزشی یک نفر زندگی می‌کند.

در طول یک فصل این‌ها جمع می‌شود به رزروکننده‌ای که همیشه چند میلیون تومان عقب است، سفارش لباسی که هیچ‌کس مطمئن نیست کامل پرداخت شده و صندوقی که فقط یک نفر می‌تواند موجودی‌اش را تأیید کند.

راه‌حل ساختاری است. چه فوتسال باشد، چه گروه کوه‌نوردی یا کلاس سفالگری‌ای که گِلش را خودش می‌خرد، پول گروه سه شکل دارد — رزروها، سفارش‌های دسته‌جمعی و صندوق — و هرکدام تقسیم منصفانهٔ خودش را دارد؛ قانون غیبت را یک بار تعیین کنید و ماهانه تسویه کنید. همه را با هم زیر عنوان «پول گروه» بریزید، بی‌انصافی لابه‌لای میانگین‌گرفتن پنهان می‌شود.

شکل ۱ — رزروهای تکراری: جلسه‌ای، یا حق عضویت ثابت؟

سالن، زمین، استودیو، سالن اجتماعات: هزینه ثابت است و آدم‌ها هر هفته عوض می‌شوند. دو راه صادقانه برای تقسیمش هست و گروه باید یکی را با صدای بلند انتخاب کند.

تقسیم بین کسانی که بازی کرده‌اند. هر جلسه بین کسانی تقسیم می‌شود که آمده‌اند: سالنی که ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان است، با هشت بازیکن نفری ۱۵۰ هزار تومان و با شش بازیکن نفری ۲۰۰ هزار تومان درمی‌آید. هفته به هفته منصفانه‌تر است و در بیشتر گروه‌های کوچک روش پیش‌فرض همین است؛ در عوض، ریسک شب کم‌جمعیت روی دوش رزروکننده است و قیمت سرانه بالا و پایین می‌رود.

حق عضویت ثابت. همه ماهانه مبلغ ثابتی می‌دهند، چه بازی کنند چه نکنند. قابل پیش‌بینی و راحت برای جمع‌کردن؛ اما ثابت‌ها هزینهٔ کسانی را می‌دهند که فصلی دو بار پیدایشان می‌شود، و عضو تازه باید پیش از آنکه بداند خوشش می‌آید یا نه تعهد بدهد.

هیچ‌کدام غلط نیست. آنچه خراب می‌شود، سرگردانی بین این دو است — در حرف حق عضویت، در عمل جلسه‌ای، و هیچ‌کس مطمئن نیست شبی که نصف بچه‌ها نیامدند کدام قانون حاکم بود.

شکل ۲ — سفارش‌های دسته‌جمعی: مبلغ دقیق، نه مساوی

لباس تیم، زه راکت، رنگ، یک بستهٔ بزرگ توپ بدمینتون: یک فاکتور، سهم‌های منصفانهٔ نابرابر. سفارش لباس شبیه یک هزینهٔ تکی به نظر می‌رسد، اما تقسیم مساوی ابزار اشتباهی است. اگر ده بازیکن هرکدام یک پیراهن بردارند و سامان دو تا، تقسیم فاکتور به یازده قسمت برای هیچ‌کس منصفانه نیست. به‌جایش با مبلغ دقیق تقسیم کنید: کسی که سفارش داده مبلغ کل فاکتور را وارد می‌کند، به هر بازیکن قیمت یک پیراهن نسبت داده می‌شود، به سامان دو تا، و جمع سهم‌ها دوباره به فاکتور می‌رسد. پنج روش تقسیم هزینه می‌گوید هر حالت کجا به کار می‌آید؛ سفارش دسته‌جمعی نمونهٔ کتابی مبلغ دقیق است. جمع‌کردن پول برای هدیهٔ مربی یا بازیکنی که می‌رود، داستان کوچک جداگانه‌ای است — تقسیم هدیهٔ گروهی را ببینید.

شکل ۳ — صندوق: یک نگهدارنده، یک سابقهٔ قابل‌دیدن

یک نفر پول خرده‌ریزها را نگه می‌دارد — توپ، چسب، کرایهٔ داور — و بقیه گاه‌وبی‌گاه چیزی می‌ریزند. صندوق همان‌طور شکست می‌خورد که صندوق خرید خانهٔ مشترک شکست می‌خورد: مانده‌ای جاری است که فقط نگهدارنده می‌بیند. قانونی که آن را جواب می‌دهد: هر واریز به صندوق به نام کسی ثبت می‌شود که آن را داده، و هر خرج از صندوق با نگهدارنده به‌عنوان پرداخت‌کننده و گروه به‌عنوان کسانی که خرج برایشان بوده. آن‌وقت مانده‌حساب نگهدارنده نشان می‌دهد چقدر از موجودی صندوق واقعاً مال خودش است و دفترچه بی‌مصرف می‌شود. پیگیری اینکه چه کسی به شما بدهکار است نسخهٔ دونفرهٔ همین اصل است.

قانون غیبت: یک بار تصمیم بگیرید

دعوایی که هر تیمی بالاخره می‌کند، سه‌شنبه‌ای است که یکی ساعت ۷:۴۵ انصراف می‌دهد: سالن رزرو شده، هزینه کم نمی‌شود و یک نفر باید کسری را بدهد. پیش از آنکه پیش بیاید تصمیم بگیرید چه کسی، و آن را در توضیحات گروه بنویسید:

  1. پیش از مهلت (مثلاً ظهر همان روز) انصراف بدهید، حساب نمی‌شوید.
  2. بعد از مهلت انصراف بدهید یا اصلاً نیایید، حاضر حساب می‌شوید — سهم شما به کسی می‌رسد که رزرو کرده.
  3. اگر جلسه به‌کلی لغو شود، هزینهٔ رزروکننده را همهٔ کسانی که ثبت‌نام کرده بودند به‌طور مساوی پوشش می‌دهند.

این برای تنبیه کسی نیست. مسئله این است که رزروکننده هرگز نباید بازندهٔ پیش‌فرض باشد — تیمی که رزروکننده‌اش همیشه از جیب می‌گذارد، خیلی زود دیگر رزروکننده‌ای ندارد.

یک مثال حل‌شده: چهار سه‌شنبه و یک سفارش لباس

ده بازیکن، سالن فوتسال هر هفته ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، آرش رزرو می‌کند و می‌پردازد، هر هفته بین کسانی که بازی کرده‌اند تقسیم می‌شود. جداگانه، پریا پیراهن‌های تیم را دانه‌ای ۵۰۰ هزار تومان سفارش می‌دهد — برای هر بازیکن یکی، برای سامان دو تا — پس فاکتورش ۱۱ × ۵۰۰ هزار = ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است.

بازیکنهفتهٔ ۱ (۸ نفر، ۱۵۰ هزار)هفتهٔ ۲ (۶ نفر، ۲۰۰ هزار)هفتهٔ ۳ (۸ نفر، ۱۵۰ هزار)هفتهٔ ۴ (۱۰ نفر، ۱۲۰ هزار)جمع سالن (هزار تومان)لباس (هزار تومان)وضعیت
آرش۶۲۰۵۰۰۴ میلیون و ۸۰۰ هزار داده، ۳ میلیون و ۶۸۰ هزار طلبکار است
پریا۶۲۰۵۰۰۵ میلیون و ۵۰۰ هزار داده، ۴ میلیون و ۳۸۰ هزار طلبکار است
سامان۴۷۰۱٬۰۰۰۱ میلیون و ۴۷۰ هزار بدهکار است
بهراد۶۲۰۵۰۰۱ میلیون و ۱۲۰ هزار بدهکار است
شیوا۲۷۰۵۰۰۷۷۰ هزار بدهکار است
دانیال۴۷۰۵۰۰۹۷۰ هزار بدهکار است
الهام۴۲۰۵۰۰۹۲۰ هزار بدهکار است
فرید۴۲۰۵۰۰۹۲۰ هزار بدهکار است
گلاره۶۲۰۵۰۰۱ میلیون و ۱۲۰ هزار بدهکار است
هومن۲۷۰۵۰۰۷۷۰ هزار بدهکار است

سهم‌های سالن به ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تومانِ آرش می‌رسد (۴ × ۶۲۰ + ۲ × ۴۷۰ + ۲ × ۴۲۰ + ۲ × ۲۷۰ = ۲٬۴۸۰ + ۹۴۰ + ۸۴۰ + ۵۴۰ هزار). سهم‌های لباس به ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار تومانِ پریا می‌رسد. سهم خود آرش ۶۲۰ هزار سالن به‌علاوهٔ ۵۰۰ هزار لباس است، پس ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار − ۱ میلیون و ۱۲۰ هزار = ۳ میلیون و ۶۸۰ هزار تومان طلبکار است؛ سهم پریا همان ۱ میلیون و ۱۲۰ هزار است، پس ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار − ۱ میلیون و ۱۲۰ هزار = ۴ میلیون و ۳۸۰ هزار تومان طلبکار است. جمع هشت بدهی ۸ میلیون و ۶۰ هزار تومان است = ۳ میلیون و ۶۸۰ هزار + ۴ میلیون و ۳۸۰ هزار.

تسویه به روش ساده‌لوحانه — هر بازیکن پول سالن را به آرش و پول لباس را به پریا بدهد — شانزده واریز است. تسویه بر اساس مانده‌حساب‌ها نه واریز است: سامان (۱ میلیون و ۴۷۰ هزار)، بهراد (۱ میلیون و ۱۲۰ هزار) و دانیال (۹۷۰ هزار) روی هم ۳ میلیون و ۵۶۰ هزار تومان به آرش می‌دهند؛ شیوا ۱۲۰ هزار به آرش و ۶۵۰ هزار تومان به پریا می‌دهد؛ گلاره (۱ میلیون و ۱۲۰ هزار)، الهام (۹۲۰ هزار)، فرید (۹۲۰ هزار) و هومن (۷۷۰ هزار) روی هم ۳ میلیون و ۷۳۰ هزار تومان به پریا می‌دهند. همه یک بار می‌پردازند جز شیوا، چون هیچ ترکیبی از آن هشت بدهی دقیقاً روی ۳ میلیون و ۶۸۰ هزار نمی‌نشیند — ساده‌سازی بدهی چطور کار می‌کند توضیح می‌دهد چرا نه اینجا کف است.

ماهانه تسویه کنید، نه جلسه‌ای

تسویه بعد از هر جلسه رگباری از واریزهای ۱۵۰ هزار تومانی است که هیچ‌کس از آن لذت نمی‌برد؛ رها کردنش برای یک فصل یعنی مانده‌ها از حافظهٔ آدم‌ها دربارهٔ اینکه از کجا آمده‌اند جلو می‌زنند. یک ماه، یا پایان یک دورهٔ رزرو، ریتم درست است — آن‌قدر فعالیت هست که خالص‌سازی کار واقعی بکند، و آن‌قدر کوتاه که هیچ‌کس بی‌آنکه متوجه شود چند میلیون تومان روی دوشش نماند. تسویه‌حساب بدون ناراحتی می‌گوید یادآوری را چطور بنویسید که عادی به نظر برسد، نه طلبکاری.

همین‌جاست که تیم با تقسیم هزینه‌های تیم در محل کار فرق می‌کند. در محل کار اولین سؤال این است که آیا شرکت باید بپردازد، و پشتش فرایند تنخواه و بازپرداخت است. اینجا کارفرمایی نیست: هر هزینه واقعاً مشترک است، حضور هفته به هفته عوض می‌شود و تنها فرایند همانی است که گروه توافق می‌کند — برای همین قانون غیبت و تسویهٔ ماهانه اینجا بیشتر از یک دفتر کار اهمیت دارند.

دنگت کجا وارد می‌شود

یک گروه برای تیم، که همه از طریق لینک دعوت در آن هستند. رزرو هر هفته به‌عنوان یک هزینه ثبت می‌شود، پرداخت‌کننده روی رزروکننده و تقسیم روی مساوی، و تیک کسانی که بازی نکرده‌اند برداشته می‌شود تا هزینه فقط بین حاضران تقسیم شود. سفارش لباس یک بار وارد می‌شود، پریا به‌عنوان پرداخت‌کننده، با تقسیم مقداری — قیمت یک پیراهن به نام هر بازیکن، دو تا به نام سامان. خرج‌های صندوق هم به همین شکل، با نگهدارندهٔ صندوق به‌عنوان پرداخت‌کننده.

از آن به بعد مانده‌حساب هر عضو همان دفترچه است: هر عضو عدد خالص خودش را می‌بیند و نگهدارنده می‌بیند چقدر از موجودی صندوق واقعاً مال اوست. آخر ماه، تسویه‌حساب کمترین تعداد واریزی را پیشنهاد می‌دهد که گروه را صاف می‌کند، و هر پرداخت به‌عنوان یک واریز ثبت می‌شود تا مانده‌ها جلوی چشم همه به صفر برسند.

پرسش‌های پرتکرار

اجارهٔ سالن را باید بین همهٔ اعضا تقسیم کرد یا فقط بین کسانی که بازی کرده‌اند؟

هر دو درست است، به شرطی که گروه یک قانون را انتخاب کند و پای آن بماند. تقسیم بین حاضران هفته به هفته منصفانه‌تر است اما شب کم‌جمعیت رزروکننده را بی‌پناه می‌گذارد؛ حق عضویت ثابت قابل پیش‌بینی است اما ثابت‌ها هزینهٔ گاه‌به‌گاهی‌ها را می‌دهند.

اگر سالن رزرو شده باشد و کسی نیاید چه می‌شود؟

قانون را یک بار و پیش از آنکه اتفاق بیفتد تعیین کنید: انصراف بعد از مهلت یعنی حاضر حساب می‌شوید و آن سهم به رزروکننده می‌رسد. بدون این قانون، رزروکننده هر بار بی‌سروصدا کسری را از جیب می‌دهد.

صندوق گروه را چطور شفاف نگه داریم؟

هر واریز به صندوق و هر خرج از آن را جایی ثبت کنید که کل گروه ببیند، و برای هر خرج نگهدارندهٔ صندوق پرداخت‌کننده باشد. یک مانده‌حساب جاری برای هر عضو جای دفترچه را می‌گیرد.

سفارش دسته‌جمعی لباس را وقتی هرکس تعداد متفاوتی برداشته چطور تقسیم کنیم؟

با مبلغ دقیق، نه مساوی: کسی که سفارش داده مبلغ کل را وارد می‌کند و به هر بازیکن همان چیزی نسبت داده می‌شود که واقعاً برداشته. جمع سهم‌ها دوباره به فاکتور می‌رسد و چیزی بی‌صاحب نمی‌ماند.

تیم ورزشی یا گروه سرگرمی هر چند وقت یک بار باید تسویه کند؟

ماهی یک بار، یا در پایان یک دورهٔ رزرو. تسویهٔ جلسه به جلسه رگباری از واریزهای کوچک است؛ بیشتر از یک ماه هم مانده‌ها از حافظهٔ آدم‌ها جلو می‌زنند.

این با تقسیم هزینه‌های تیم در محل کار فرق دارد؟

بله. در محل کار اولین سؤال معمولاً این است که آیا شرکت باید بپردازد، و پشتش فرایند بازپرداخت هست. در تیم کارفرمایی نیست: هر هزینه بین اعضا مشترک است و تنها فرایند همانی است که گروه توافق می‌کند.

جمع‌بندی

پول تیم وقتی از یک بگومگوی همیشگی درمی‌آید که سه شکلش را از هم جدا کنید — رزروها بین کسانی که بازی کرده‌اند، سفارش‌ها بر اساس آنچه هرکس برداشته، و صندوقی که هر جابه‌جایی‌اش ثبت شده — قانون غیبت را پیش از آنکه کسی لازمش داشته باشد توافق کنید، و هر ماه در یک روز ثابت تسویه کنید.

دنگت را رایگان دانلود کنید و به تیم یک گروه بدهید که هر رزرو، سفارش لباس و خرج صندوق در آن ثبت است و تسویهٔ ماهانه به چند واریز خلاصه می‌شود.

ادامه بدهید

comparisons guides

اپلیکیشن‌های تقسیم هزینه در یک مقایسه (۲۰۲۶): محدودیت رایگان، حریم خصوصی و اینکه هرکدام به کار چه گروهی می‌آید

دنگت، Tricount، Splid، Settle Up، Splitser و Splitwise کنار هم: سقف پلن رایگان، تبلیغات، اسکن رسید، روش‌های تقسیم و حریم خصوصی — با پیشنهادی برای هر موقعیت.

10 دقیقه مطالعه
guides money

ساده‌سازی بدهی‌ها چطور کار می‌کند: چرا گروه شما با پرداخت‌هایی کمتر از تصورش تسویه می‌شود

ساده‌سازی بدهی چطور کلاف بدهی‌های دوبه‌دو را به یک مانده خالص تبدیل می‌کند، چرا پنج دوست با سه واریز تسویه می‌شوند و چرا به کسی بدهکار می‌شوید که برایتان خرج نکرده.

10 دقیقه مطالعه
tips money

چطور یادمان بماند چه کسی چقدر به ما بدهکار است — بدون دفترچه، چت گروهی یا اکسل

یک روش ساده برای حساب‌وکتاب پول بین دوستان: یک سابقهٔ مشترک که هر دو نفر می‌بینند، یک ماندهٔ جاری برای هر نفر، و بازپرداخت‌هایی که همان‌جا ثبت می‌شوند.

8 دقیقه مطالعه

در چند ثانیه تسویه کنید. سال‌ها دوست بمانید.

به گروه‌هایی بپیوندید که دفتر و اکسل را کنار گذاشته‌اند. دنگت را رایگان دانلود کنید.